دلنوشته های یک پدر محروم از دیدار دخترش

مطالب مرتبط با «139» در دلنوشته های یک پدر محروم از دیدار دخترش | نویسنده: سام عباسی

139

می گفت عشق مثل یک بیماری میمونه که تو هر آدمی یک جور بروز میکنه،یکی بدبین میشه،یکی مهربون میشه، یکی غمگین میشه، یه سری هم از ترس واگیردار بودن رها می کنن میرن! من تنها حسی که دارم دلتنگیه،ولی یه سوال مثل خوره افتاده تو سرم،اگه دیگه دلتنگ کسی نشم چی؟...

ادامه مطلب