خرید بک لینک
دختر عزیزم وانیا
متاسفم که اگه تلفن بزنی صداتو نمیشناسم
اگه در خیابان ببینمت چهره ات را نمیشناسم
و اگه اتفاقی برات بیوفته نمیتونم کمکت بکنم
چرا که خودت یا مادرت و یا دیگری در طی این سالها
همه راههای ارتباط من با تو را قطع کردند
خودت هم که کوچکترین تماسی نداشتی
بنابراین توقع نداشته باش در این سالهای میانسالی به سمت پیر شدن
بتونم تو را در حافظه پر از مشغله خودم پرورش بدم
خدا فقط میدونه که من همه تلاشم را کردم تا تو یتیم نباشی
پیش پدر و مادرواقعی خودت باشی و همیشه خوشحال باشی
مقصر کاستی های زندگی تو من نیستم چرا که تمام موفقیت ها
و خوشبختی ها و شادی های خودم را رها کردم و بخاطر تو و مادرت
که البته بسیار نمک نشناس و خودخواه بود برگشتم و خوب شرایط ایران و
شغل و در آمد و اجتماع هرگز اجازه نداد به اون اوج موفقیت خودم برسم
شاید مهمترین دلیلش نبودن انگیزه بود یعنی تو و مادرت
مطمئن نیستم پدر بدی بوده باشم چرا که تو را از داشتن من محروم کردند
مطمئن نیستم تو دختر بدی بوده باشی چون شاید با شنیدن حرفهای مغرضانه
و صد البته یک طرفه اونقدر از من بد گفته باشند که تو واقعا فکر کنی من بده هستم
ولی اگه خدایی وجود داشته باشه گواه من خواهد بود که با تمام وجود تو مادرت را دوست داشتم و هرگز از هیچ تلاشی برای راحت و خوشحال زندگی کردن شما دریغ نکردم . با حداکثر توانم از جونم مایه گذاشتم و این تنها دلیلی است که الان با نداشتنتون به آرامش وجدان میرسم که من بد نکردم و اونی که بد کرده باشه خیر نمیبینه . دختر عزیزم . امیدوارم خوشحال و سلامت باشی . امیدوارم اگه یه روز به سمت من برگشتی یا خواستی پدرت را داشته باشی اونقدر دیر نشده باشه که افسوسش را بخوری چون اصلا دوست نداشتم و ندارم که گریه و اشکت را ببینم همیشه تلاش کردم اگه مادرت به من بد کرد . به من زخم زد . به من اتهام زد . به من نامهربانی کرد . به من نامردی و خیانت کرد اجازه ندم که تو آسیب ببینی . اجازه ندادم من باعث دور شدنت از مادرت باشم . چون من برای هیچ کسی بد نمیخوام . البته اون اوایل بخاطر اینکه جواب تمام خوبی ها و فداکاری های منو مغرضانه داد ازش ناراحت بودم ولی بعد ها باورم شد که اگر عقل میداشت در زمانی که زندگی رو به سمت خوشی میرفت اینطور همه چیز را خراب نمیکرد که کار به جایی برسه که دیگه روی برگشت نداشته باشه و حتی شجاعت ارتباط تو به من را هم از تو که طفل معصومی بیش نبودی و حقت بود که پدرت را داشته باشی محروم کنه .
وانیا جان پدرت زنده است و همیشه برات دعای خیر داره . اگه احساس کردی به کمک اون نیاز داری تا دیر نشده ثابت کن که حتی اگه اینطور که مادرت میگه آدم بدیه اونقدر که اجازه حرف زدن با دخترش را هم نداره ، تو خوب باش و نه تنها به اون که با همه مهربون باش . مهربان بودن کار آدمهای برگزیده خداست . من هرگز به تو و مادرت بد نکردم و نمیکنم . عذاب وجدان هم ندارم ولی مادرت اول باید به خودش و بعد به درگاه الهی جواب بده چرا تو را از داشتن حق پدر داشتن محروم کرد اونم پدری که به خاطر شما از همه موفقیتها و امکانات دنیوی اش چشم پوشی کرد و خواست پیش شما باشه .
دخترم من تو را و البته مادرت را گدایی نمیکنم ولی اگه مینویسم فقط بخاطر اینه که اولا اگه فرصتی و یا نیازی به پدرت داشتی بدونی من هستم و اگه توانی داشته باشم برای تو دریغ نمیکنم و ثانیا بدونی بقول قدیمی ها اگر من اونطور که مادرت و خانواده اش از من برای تو یک دیو ساختن که تو حتی یه تماس تلفنی ساده هم نمیگیری ولی باز پدرت هستم و دوستت دارم و بالاخره این آه من دامن بدکاران را نزد خدای بزرگ خواهد گرفت . من هرگز به تو و مادرت بد نکردم .

برچسب: نویسنده: سام عباسی تاريخ: چهارشنبه 30 آبان 1397 ساعت: 0:29

صفحه بندی