دلنوشته های یک پدر محروم از دیدار دخترش

مطالب مرتبط با «1290» در دلنوشته های یک پدر محروم از دیدار دخترش | نویسنده: سام عباسی

129

دختر عزیزم؛نوبتِ مدرسه رفتنت كه شد،هم سن و سالهايت نوبت به نوبت مى آيند كنارتاسمت را ميپرسندشغل پدرت رانشانىِ منزلت راو در آخر ميگويند:با من دوست ميشوى؟اين انتخاب از آموختنِ الفبايت مهم تر است...جنسيت مهم نيستاينكه انتخاب كنى و پاى انتخابت بمانى برايم كافيست!...

ادامه مطلب