خرید بک لینک
وقتی پدر در مسافرت است تنها یک لبخند و احوال پرسی میتونه دل اونو آروم کنه ،

وقتی در زندان هستی تنها یک ملاقات میتونه باعث دلگرمی بشه ،
وقتی مدتها در بیماری هستی تنها یک تلفن میتونه بگه تو هنوز یک پدر هستی .

و اما وقتی تو شش سال تمام دختری را نداری
دیگه سایز کفشش
رنگ چشماش
صدای خنده هاش
دردها و بیماری هاش
نیاز هاش
و یتیمی اونو فراموش میکنی

این طفل معصوم که اراده ای نداشت
پدر هم که با نا داوری
با دروغ
با نیرنگ
و با خشونت
از دیدن تنها دخترش محروم است

حال مقصر یتیم شدن این فرزند کیست؟

من بعنوان یک پدر تمام منافع
دارایی
و شغل خود را برای حفظ خانواده رها کردم تا دخترم
در سایه پدر و مادر زندگی کند
ولی
ولی
ولی اکنون کخ در بستر بیماری هستم و بیاد می آورم که
شش سال است
هیچ تماس محبت آمیزی از تنها دخترم نداشتم
به این باور میرسم
که شاید از ابتدا اصلا دختر من نبوده و
همانگونه که در طی این سالها دیدم
خواسته و نا خواسته مرا فقط برای پولی که خرجش کنم میخواسته
و در غیر این حتی فامیل پدر نیز بر شناسنامه او برایش سنگینی میکند
ولی دخترم
آنچه را تو از من میخواهی
مادرت همه را یکجا از من دزدید
بهتر است حقوق از دست رفته خود را از او طلب کنی
من ابزاری برای حمایت تو ندارم
و تو انگیزه ای هم باقی نگذاشتی
پس با اعمال مادرت و تصمیم خودت خوش باش

برچسب: نامه یک پدر به دخترش,نامه یک پدر به پسرش,نامه يك پدر به دخترش, نویسنده: سام عباسی تاريخ: شنبه 13 آذر 1395 ساعت: 14:04

صفحه بندی